ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
30
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) گرفت و همدل شد . پس ناگهان ابو نائله دست به ميان زلفين كعب فرو برد و آن را محكم گرفته ياران خود را گفت : بكشيد دشمن خدا را ، و آنان شمشير فرود آوردند . ولى ضربتها كارگر نمىافتاد و شمشيرها به يك ديگر مىخورد و او به ابو نائله چسبيده بود . محمد بن مسلمة گويد : در اين هنگام به ياد دشنهيى افتادم كه همراه شمشيرم بود ، آن را بيرون كشيدم و در ناف كعب فرو بردم و به پايين فشردم چندان كه به مثانهاش رسيد . در اين هنگام دشمن خدا چنان صيحهيى كشيد كه چراغ خانهء يهوديان جمله روشن شد . آن گاه سر او را بريده با خود بردند و چون كنار بقيع غرقد رسيدند بانگ به تكبير برداشتند . پيامبر ( ص ) هم كه همه شب را بيدار بود و نماز مىگزارد ، چون تكبير ايشان بشنيد تكبير گفت و دانست كه او را كشتهاند ، پس چون به حضور پيامبر ( ص ) رسيدند فرمود : روىهايتان شاد و خرم باد . گفتند : و روى تو اى رسول خدا . و سر كعب را پيش پاى پيامبر ( ص ) انداختند و آن حضرت محمد و سپاس خدا را بجاى آورد . صبح روز ديگر پيامبر ( ص ) فرمود : هر يك از سران يهود را كه دست يافتيد بكشيد . و يهوديان سخت ترسيدند و هيچ تنى از ايشان در انظار ظاهر نمىشد و سخنى بر زبان نمىآوردند و بر آن بيمناك بودند كه مانند كعب بن اشرف شبانه در خانهء خود به قتل آيند . محمد بن حميد عبدى از معمر بن راشد ، از زهرى نقل مىكند كه * در آيهيى كه خداوند فرموده : « و هر آينه خواهيد شنيد از كسانى كه پيش از شما به آنان كتاب داده شده ( اهل كتاب ) و از كسانى كه مشرك شدهاند ناسزاى فراوان ، و اگر صبر كنيد و بپرهيزيد ، آن از كارهاى استوار است » [ 1 ] كعب بن اشرف مراد است كه در اشعار خود مشركان را بر پيامبر ( ص ) و ياران مىانگيخت و در هجو پيامبر ( ص ) و ياران ايشان شعر مىسرود . همو گويد : پنج تن از انصار ، از جملهء ايشان محمد بن مسلمة و مرد ديگرى نام او ابو عبس ، به نزد او رفتند و او را در انجمن خود در منطقهء بالاى مدينه نشسته بود . چون ايشان را ديد از آمدنشان در شگفت شد و هراسيد . اما آنان گفتند : براى كارى پيش تو آمدهايم . گفت : مگر يكى از شما نزديك بيايد و كارتان را بگويد . يكى از ايشان پيش رفته گفت : آمدهايم چند زرهى را كه داريم به تو بفروشيم تابهاى آن را بگيريم و بر زن و فرزند نفقه كنيم . كعب گفت : به خدا سوگند اگر كارتان به اين جا رسيده باشد پيداست از وقتى كه اين مرد
--> [ 1 ] . آيهء 186 از سورهء آل عمران . - م .